
السلام عليكم
بني ياس للعقارات
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 21:58  توسط alyasi
|
در پي کاهش جمعيت پسران نسبت به دختران: درخيابان: دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو! پسر: ايييييييييييش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ ميزني؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم ميشي !
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 20:34  توسط alyasi
|
کابينه زندگي مشترک: زن=وزير سلب آسايش ، شوهر= وزير کار ، مادر زن= وزيرجنگ ، مادر شوهر=وزير اغتشاشات ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي ، پدر زن= وزير ارشاد ، پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحت !
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 20:34  توسط alyasi
|
اگه يه روز فكر كردي كه يه نفر هر جا مي ري دنبالته و هر مشكلي واست پيش مياد واسش مهمه و ميخواد بهت كمك كنه مطمئن باش كه اون من نيستم !
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 20:33  توسط alyasi
|
%^*)(_+_++_[]**&؛؛^،^آ«،؛،،%$^&^*&)
((()__&^^%%$$#&)(_+_+)**&&% $#$
#@%&,آ)ـ[__+_*&^%%$$ِ,()_[()&&*^^
.
.
این رو فرستادم تا مشغول باشی و دست تو دماغت نکنی.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 20:32  توسط alyasi
|
هاهاهاااااااااااا...
گول وخوردي من اس ام اس نبيدم.
وجدان خبيث موبايلت بيدم که خاستم از خواب نازبيدارت وکنم!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 20:31  توسط alyasi
|
زندگي دو چيز به من آموخت ... .. .... ..... .... .... .... که هيچکدومش به تو ربطي نداره !
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 20:30  توسط alyasi
|
طرفداري
دو شکارچي با هم صحبت مي کردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله کند، چه مي کني؟»
دومي: «با تفنگ شکارش مي کنم.»
اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي:« مي روم بالاي درخت.»
اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: «خب، پشت يک صخره پنهان مي شوم.»
اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومي:« توي گودالي دراز مي کشم.»
اولي: «اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شکارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش! بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 19:18  توسط alyasi
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 19:17  توسط alyasi
|